خنده هایم برای تو

اون روز ها که بچه تر بودیم نزدیک عید نوروز جشنی برگزار میشد به اسم جشن نیکوکاری که شاید امروز هم باشه ولی اون وقت ها خیلی جدی تر بود...شعار اون جشن این بود :

....بیایید شادی هایمان را تقسیم کنیم....

داستانی که درست عکس اون داره تو فضای مجازی و وبلاگ اتفاق می افته...وبلاگ جایی شده شده برای تقسیم غم ها و غصه هامون...اگرچه آدم ها امروز تنها تر شدن و خیلی طبیعی که برای درد دل و گپ زدن اینجا بیان ولی اصلا طبیعی نیست که فضای وبلاگ ها اینقدر ماتم زده و گرفته باشه...با احترام بسیار به تمام دوستای خوبم که صادقانه و صمیمانه اینجا مینویسن ولی واقعا بهتر نیست به جای اینکه دور غم ها طواف کنیم و مدام به افسردگی ها لبیک بگیم یه کم به دنبال خنده ها بگردیم...حتی شده با ذره بین...بعد هر کس هر چی پیدا کرد بیاد و اینجا با دیگران شریک بشه...این طوری خیلی راحت همون خنده های کوچیک به توان n میرسن یعنی بی نهایت بار در هم ضرب میشن و اینقدر بزرگ میشن که همه ما رو از انرژی و لبخند سیراب کنند...

 

    

  ....آرزومند لبخند تو...

/ 15 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اسماعیل

کاملا موافقم.....[نیشخند] اینم سهم من[قهقهه]

پاییزان

سلام عزیز هم با نظرت موافقم هم نیستم از طرفی از قدیم گفته اند خنده بر هر درد بی درمان شفا ست از طرف دیگه آخه ابرنگ جان وقتی همه جا رو رنگ نفاق و دو رویی و خفقان گرفته چطور می توان خندید ؟ اصلا خودت بگو وقتی هوا بس ناجوان مردانه سرده میشه چشم رو هم بذاریم و بگیم وای چه هوای دل چسبی ؟قربونت برم باشه همه سعی می کنیم بخندیم کاش این خنده ها یه روز از ته دل باشه و برای تاراج نباشه ! به منم سر بزن خوش حال میشم نظرتو بدونم .[گل][قلب]

روجا

سلام یلدات مبارک!!![گل]

آیلین

امیدوارم که فرو افتادن هر برگ پاییزی آمینی شده باشد برای ارزوهای قشنگت ... یلدا مبارک ..

میترا

[خنده][قهقهه][نیشخند][قهقهه]اینم سهم ما توی شراکتمون مانیز به روزیم با طرحی نیمه غمگین [قهقهه][نیشخند]

آیلین

سهراب خوب من چطوره ؟ [قلب]

شکوفه

خوب خودت شروع کن پست خنده دار بنویس شاید ما هم یاد بگیریمم[گل]

پاییزان

شهراب جان کجایی تو ؟ پس چرا شروع نمی کنی ؟

پاییزان

سهراب جان سلام کجایی بابا ما منتظر یه چیز خنده دار از توایم شروع کن